+ لا أجِدُ مَفرّاً مِمّا کانَ مِنّی
+ بوی مشک ختن از باد صبا میآید / این چه بادیست کزان بوی شما میآید
+ اتفاق شکل یک قورباغه است. این رو از یک کتاب دزدیم (اسمش بود یک قطعه پیتزا برای ذوزنقهی گمشده یا همچین چیزی). همهی روزها همینجورن. شکل یک قورباغه که آروم آروم بالغ میشن و دست و پا در میارن. قورباغه تصویر بدیه وقتی میتونست پروانه هم باشه؟ نه اینجوری نیست. هیچوقت یک قورباغه رو زود قضاوت نکن
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب: سپیدهنوشتهای,
نویسنده: سارا حسینی
بابا؟ جرویس؟ آقای اسمیت؟ جرویس تنها انگار بی ادبیست و من نمیتوانم نسبت به تو بی ادب باشم.
پ.ن : البته که اینطوری نیست. :دی فقط یادش افتادم از این سختی تلاش امروز :لبخند
برچسب: بیانات,
نویسنده: سارا حسینی
دریافت لینک مراسم روز عرفهی مسجد دانشگاه سابق خیلی حس خوبی بود! دونقطهـلبخند
* یه آهنگی بود از رستاک یه همچین بندی توش داشت. میگفت حواسم هست و میدونم حواست نیست. البته بلاتشبیه، این عنوان فقط ازون اقتباس شده و هیچ ربط دیگهای بهش نداره.
برچسب: دانشجویانه,
نویسنده: سارا حسینی
برچسب: پرونده,
نویسنده: سارا حسینی
برچسب: ساکورا,
نویسنده: سارا حسینی
دوست دارم سفر کنم، عکاس باشم و فقط از بچهها عکس بندازم.
+ عکس از کودکان دبستانی که برای یک برنامهی آموزشی باغ پرندگان (از مجموعه باغهای سلطنتی (باغ آهوان، باغ پروانهها)) آورده بودنشون. از عکس دوم تصویر پدر رو گراپ کردم به جهت پرایوسی.


+ وقتی آهنگهای ژاپنی رو میشنوم فکر میکنم یک خاطرههایی باهاشون درم. بگذریم از اینکه الان واقعا با تک تک آهنگهای kokia خاطره دارم و بعضی روزها با بعضی آهنگهاش خیلی هم حسی دارم حتی. اما اولین انیمهای که دیدم whisper of he heart بود و اولین آهنگ country road این دقیقاً همون حسی بود که به اون آهنگ هم داشتم. شاید واقعاً قبلاً ژاپنی بودم. ایمان دارم هیچ علاقهای اتفاقی نیست.
+ موندم هتل، کار دکتر رو تمام کنم. اما مغزم تعطیلی چیزیه.
برچسب:
نویسنده: سارا حسینی
برچسب:
نویسنده: سارا حسینی